سیاهچال
میخونید هر چیزی رو که یه فراری روی دیوار سیاهچالش حک کرده !
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
این روز ها ، وقت ِ آزاد زیاد دارم. دوست دارم تنهایی قدم بزنم ، آفتاب را روی ِ موهایم حس کنم. گیریم هیچوقت ازش خوشم نمیامد. وقتی خوش خوشان قدم میزنی و نوک ِ انگشتانت گزگز میکند ، حس ِ دیگری داری. از آن حس های ِ لعنتی که هیچ نگاه ِ هرزه ای نمیتواند خرابش کند. مثل ِ رقص ِ افرا که جادویت میکند.
این روز ها ، وقت ِ آزادم زیاد است ، ولی حوصله ی ِ بیرون رفتن ندارم. حوصله ی ِ دسته جمعی بیرون رفتن ندارم.یک نفر میخواهم ، از آن روشنفکر های ِ لعنتی ، که بنشیند رو به رویم و در باره ی ِ عشق بهتر است یا قدرت بحث کنیم. از آن بحث های ِ لعنتی که به هیچ جا نمیرسد.
این روز ها ، دلم دو نفره میخواهد. هرکس. ژوکر شاید خوب بود. ولی نیست. میاید. به رسم ِ هر ساله " من " هم با خودش میاورد. رسم ِ دو نفره ی ِ ما. آلونک ِ دو نفره مان. مثل راز های کوچکی که آدم در خانه ی ِ درختیش قایم میکند. ژوکر شاید یک جورهایی راز ِ کوچک ِ من است.
این روز ها دلم خیلی میگیرد. از وبلاگ هایی که آخرین پست هایشان ماه ها پیش بوده و آدم های ِ فیس بوکی. وبلاگ ، مسنجر ، چت ، دیال آپ ... اصالت اینترنت بوده ... مگر نه؟ از لایک کردن خسته شده م ... کاش گزینه ی ِ Hate هم داشت. میرود توی ِ رلیشن شیپ ، لایک میکنیم ، از رلیشن میکشد بیرون ، لایک میکنیم ، میزاید ، لایک میکنیم ، میمیرد ، لایک میکنیم ...
این روز ها ... چرا دیگر پستم به دسته ی ِ :دی نمیرود؟ چرا همه ش سنگ نبشته است؟ چرا کسی آپ نمیکند...؟
هِی ... یکی بیاید و مرا دوست داشته باشد ...
و پاییز اومد. یه کارت با خودش آورد. یه کارت شناسایی ِ نو. یه جای ِ عجیب. یه جای ِ گنده. دیگه سیزدهم مهم نیس انگاری باس شونزدهم خوشال باشیم. یه عالمه آدم. آدمای ِ خسته ، آدمای ِ خوشال ، آدمای ِ هیجان زده.
و پاییز اومد. به جبران ِ همه بدیام و همه شاهکارام گفتم سورپرابزت کنم. نشد. قسمت نبود همچینی. میدونی ، گمونم هنوزم بهتر از هرکس ِ دیگه ای منو میشناسی چون بیشتر از هرکس ِ دیگه ای اون روی ِ کثیف و زشت ِ منو دیدی.
و پاییز اومد. بهش راستشو گفتم نمیدونم چقدر باور کرد. گمونم باور کرد ، نکرد؟ چرا نکنه من که همه چیو واسش توضیح ندادم فقط گفتم این اتفاق افتاده. نمیتونستم بهش دروغ بگم. نمیخواستم.
و پاییز اومد. پیشت اعتراف کردم. باید این رازو به یکی میگفتم وگرنه خفه میشدم. تو هم به قول ِ خودت انعطاف پذیر. میدونستم میفهمی. شاید اونم بفهمه اگه راستشو بگم ولی نمیخوام ریسک کنم. نمیدونم چرا ... واقعا چرا بهش نمیگم شاید تسکینش بده.
و پاییز اومد. دوست تر شدیم؟ دوست " تر " ؟ نمیدونم. ازم دلخوری. میدونم. تو دوستی خوش سابقه نبودم. فعلا که باهام خوبی ولی گمونم اسم ِ " تولد " که میاد داغ ِ دلت تازه میشه ... من بدم ، خودم میدونم.
و پاییز اومد. باهام حرف زدی و درد و دل کردی. آدم ِ بدیم ولی ناراحتی ِ بقیه همیشه یه بغض ِ کجکی میشونه تو گلوم. کاش میتونستم زنده ش کنم. ولی اونی که رفت ، دیگه رفت. به قول ِ یه بابایی : باس بدونی یه دنیای ِ دیگه هس که میشه توش آواز خوند.
و پاییز اومد. ما گاهی با هم حرف میزدیم. این خیانته؟ من هنوزم حرف زدن با تو رو دوست دارم. هنوزم بحث کردن باهات ...
و پاییز اومد. یه وبلاگ زدم واسش که الان داره خاک میخوره. بیخیال ِ حرفایی که تو دلم جا مونده. به قول ِ یکی: من دوسِت دارم و توام دوسم داری و بقیه ش همه ش حرف ِ مفته. ولی نه ... حرف مفت نیس ....
و پاییز اومد. ماریلا با خودش فک میکرد اگه ماتیو حرف میزد ماریلا میتونست باهاش بحث کنه و استدلال بیاره ، اما با مردی که فقط نگاه میکنه چیکار میشه کرد؟ تو بگو من با تو چیکار کنم. به قول ِ سیاوش: تو بگو .. خودت بگو ... با تو بمونم یا برم؟
و پاییز اومد. هرروز تنها از دانشگاه برمیگردم خونه. تو خوبی. شنونده ی ِ خوبی هستی. با شعوری. معیار من واسه دوستی هیچوقت رله بودن ِ یارو نبوده. تو خوبی. ولی من هنوز تنهام.
و پاییز اومد. برف هم اومد. ولی اینجا هیشکی برف بازی نمیکنه: وا .. نکن! کاشکی یکی اندازه من کوچولو بود. کاشکی یکی مث من بچه بود.
و پاییز اومد. راستی ... دونه های ِ افرا رو یادته؟ رقصشونو یادته؟ عجیبه. بازم پاییز شده.
و پاییز اومد. چرا؟ چرا وقتی انقدر ازت دورم بازم زمان میگذره؟ چرا پاییز میاد؟ چرا گاهی انقدر ازم دوری؟ چرا گاهی تو نقاشی های ِ دلم ، پشت ِ قفس ِ دلتنگی جا میمونی؟ چرا گاهی همینجایی... دقیقا بیخ ِ گوشم و گاهی ... اوووووووووووه ... یه عالمه دور!
و پاییز اومد. هی ... پاییز رفت ...
00000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
نکته: هر پاراگراف مخاطب ِ خودشو داره. پرس و جو در مورد ِ مخاطبین وقت شما و حوصله ی ِ ما را به لعنتی میدهد تنها!
دعوت میکنم از سمان و نسیم و ژوکر ( تو آلونکمون ). بقیه دعوت نامه هام سیفید ، هرکی خواست سیا کنه.
پلاس:
یک وقت هایی در زندگی هست که چنان گشادی بهم غلبه میکنه که حتی حال ندارم غذامو بجوام. اما حتی در این مواقع سوپر گشادیِیشن هم حس ِ آپ کردن و چرند گفتن هس!
تو یه خونه که از چار طرف به وسیله آدم بدا محاصره شده ، بابا پلیسه ، بچه شو تو کمد قایم میکنه ، پیشونیشو میبوسه و میگه: نگران نباش. همه چی درست میشه ...
تو یه پناهگاه که زیر بمب های ِ پشت ِ سر ِ هم ِ هواپیماهای بمب افکن داره متلاشی میشه ، مامانه بچه شو محکم بغل میکنه و به خودش فشار میده: نگران نباش عزیزم ، همه چی درست میشه...
ببین حکایت این نیس که قراره بچه هه سمبل بلاهت باشه تو فیلم یا گلدن گلوب ِ حماقت بگیره یا هرچی!
این که میخواد بچه هه رو آروم کنه تا نترسه فقط ظاهر قضیه س.
موضوع اینه که اون بچه با تموم ِ صداقتش به مامان باباش ایمان داره.
و اون ننه باباهه ...
فقط لازم دارن که باور کنن " همه چی درست میشه ! "
گاهی به یکی میگم غصه نخور ... درست میشه ...
میدونی ، گمونم بیشتر واسه اینه که میخوام خودمو دلداری بدم... 
آخه پدر ِ من ، برادر ِ من ، عزیز ِ من ، بی شرف ، بی پدر و مادر!
تو یه نگاه به عینک ِ قاب مشکی من ، مقنعه ی ِ کج و کوله ی ِ من ، صورت ِ من که محض ِ رضای ِ خدا کرم پودرم حتی روش نیس بنداز!
بعد واسا بوق بزن!
آخه الاغ!
کجای ِ قیافه ی ِ من شبیه ِ آدماییه که دارن اتو میزنن !؟
----------------------------------------------------------
پلاس:
چند روزه هرچی آدم ِ بیکار و بد پیله س گیر من میفته ، ینی از من بچه مثبت تر و داغون تر پیدا نمیکنن ملت! سلیقه ها در حد زیمبابوه س!
2×پلاس:
خداوندا تمام ِ دختران ِ تهرانی را داف بفرما ! الهی آمین!
CHaPter 1:
گاهی که در مورد ِ خودم ، اعتقاداتم ، احساساتم ، تفکراتم و رفتارم فکر میکنم ، احساس میکنم بیشتر شبیه ِ :دی زدن ِ خدا به آدمای ِ روی ِ زمینم! شبیه ِ جوک گفتنش.
آفرینش ِ من شبیه ِ یه شوخیه بیشتر.
،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛
CHaPter 2 :
یه آدمایی هستن تو زندگیت ، که تو خیلی میشناسیشون در حالی که اصلا نمیشناسیشون. بچه کجان؟ چند تا خواهر برادر دارن؟ دوست دختر؟ باباش چیکاره س؟ مامان بزرگشو دوس داره؟ چند تا خاله داره؟ قدش چقده ؟ وزنش چی؟ اهل ِ ورزش هست؟
اینا رو هیچکدوم نمیدونی.
ولی چی غمگینش میکنه؟ وقتی غصه داره چطوریه؟ با چی ذوق میکنه؟ چطوری سرحالش بیاری؟ چطوری سرحالت میاره؟ چقدر حالیشه؟ وقتی که تنهاس به چی فک میکنه؟ وقتی ناراحته دلش میخواد چی بشنوه؟ دلش میخواد چی نشنوه؟
جواب دونه به دونه ی ِ اینا رو میدونی!
میدونی جیغول! خیلی شبیه ِ آپ ِ تولد مبارک نیس ، ولی ، تولدت مبارک غریبه ی ِ آشنا! :)
؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛،؛
CHaPter 3:
امیر علی پرسید: چند تا دوست داری که اگه به فرض بزنی یکیو بکشی ، بهش میگی؟
بهش گفتم: یکی دارم که اگه کسیو بکشم و بهش بگم ، میگه بگو من کشتم!
الان داشتم فک میکردم ، یه اسم ِ دیگه هم اومد تو ذهنم!
یهو دلم خواست یه بازی ِ وبلاگی راه بندازم ، همینطوری. واسه ارضای ِ حس ِ کنجکاویم!
# اگه بهترین دوستت بهت زنگ بزنه و بگه با ماشین زده به یکی و کشتَتش ، چیکار میکنی؟ چرا ؟
جواب خودم: بهش میگم بره به فلان جا و صبر کنه من خودمو بهش برسونم. بعد که رسیدم و آرومش کردم ، با هم راه حلایی که داریم رو بررسی میکنیم و اگه دیدم واقعا نمیشه از مخمصه درش بیارم ، خیلی راحت میگم میریم میگیم من پشت ِ فرمون بودم!
به دو دلیل ، یک : میدونم اگه من جای ِ اون بودم اون همین کارو واسم میکرد.
دو : من راحت تر میتونم از این مصیبت بیرون بیام ، تا اون!
دعوت میکنم از : سهراب ، مهران ، جیغز ، آرش و امیر علی که به این سوال جواب بدن! :D
حکیمی میگفت: آپ کردن در وبلاگ ِ بدون ِ کامنت ، مثل ِ مناظره با دیوار میماند.
خوش دارم ، خوب است همینطوری!
میدانی ، بعضی ها را جان به جانشان کنی عاقلند و از مایحتوای ِ زندگیشان نم پس نمیدهند ، بعضی ها هم مثل ِ من ، شگفتا اگر بتوانی دهان ِ گشادشان را ببندی!
بعضی آدم ها از همان بچگی عاقلند ، نمیدانم حکایتشان چیست! گاهی ته ِ دلم غنج میرود که کاش من هم عاقل بودم. مثل ِ سینا. یادَش بخیر! :)
جدیدی ها هرچقدر خوب باشند و قدیمی ها هرچقدر بد ، باز جدیدی ها جای ِ قدیمی ها را پر نمیکنند.
پلاس:
آپ ِ مینیمال دوست میداریم!
پلاس 2 :
میدونم باس درس بخونم ، اما دست ِ خودم نیس. عادت ندارم بدون ِ این که عاشق ِ کاری باشم ، انجامش بدم.
بهت گفتم مثل ِ یه خون آشامم. وقتی شور و شوقی تو کسی نباشه که بمکم ، منم میمیرم.
اندر احوالات ِ دانشگاه:
در کلاس ِ فیزیک عمومی 1 >>
یکی از بچه ها پس از دریافت یک سری ضربات از فرد ِ نشسته روی ِ صندلی ِ پشتی بر میگرده و میگه: کیه داره شیث بازی در میاره!؟ :D
در کلاس ِ نقشه کشی صنعتی >>
دانیال ، اسطوره ی ِ سه نقطه گی! : استاد فایلا رو برامون ایمیل کنین. خسته نباشید!
استاد: آخه نمیتونی بازش کنی ، شما کَد داری؟ ( OutoCad برنامه طراحی صنعتیه! )
دانیال: جون!؟!؟ :O
کلاس : =))
حسام: ما اُتو ش رو داریم! :D
نکته: امیدوارم استاد ِ ریاضی یک لااق یه هاله ای از من تو ذهنش باشه! :hmr:
----------------------------------------------------------------
گاهی باس یه نگاه به خودت بندازی.
بری جلو آینه و بگی: هی سلام! من شما رو میشناسم؟ :)
بزنی رو شونه ی ِ خودت و بپرسی: هی رفیق! کجا داری میری؟
یا به قول ِ ژوکر با خودت بگی: تهش که چی؟!
گاهی باید با خودت قدم بزنی. گاهی باس خودتو تحویل بگیری. گاهی باس جلو آینه واسه خودت شکلک در بیاری و با خودت بخندی!
گاهی باس با خودت شوخی کنی ، سر به سر خودت بذاری و خودتو مسخره کنی و اونم تو رو مسخره کنه. گاهی باس واسه خودت زبون در بیاری و اونم واست چشاشو چپ کنه! گاهی باس خودت و خودت دماغ ِ همو بکشید و بهم بگید: آهای بیریخت! :D
گاهی باس خودت و خودت برید بیرون ، دست ِ همو بگیرید و از هم بپرسید: بهم بگو چقدر دوسم داری؟
به هم بگید چقدر هم دیگه رو دوست دارید! گاهی باس خودت و خودت با هم دعوا کنین! گاهی باس خودت به خودت گل بدی تا بهش نشون بدی چقدر دوسش داری ، چقدر براش احترام قائلی و چقدر قبولش داری! گاهی باس با خودت گریه کنی. آره ... گاهی باس فقط خودت و خودت با هم گریه کنین ... گیریم با یه دلیل ِ مسخره ... گیریم به خاطر یه امتحان میان ترم ِ خراب شده! گاهی باس با هم گریه کنید!
گاهی باس بعد ِ این گریه ها ، خودت ، خودتو بغل کنی و به خودت بگی میدونی که از پسش بر میاد. گاهی باس خودت ، خودتو ناز کنی و بگی: عب نداره! همه چی درست میشه! :)
گاهی باس به خودت بگی: تو از همه باهوش تری. تو درستش میکنی!
گاهی باس خودت ، خودتو لوس کنی. گاهی باس خودتو واسه خودت خوشتیپ کنی. یه لباس ِ قشنگ بپوشی ، موهاتو مرتب کنی ، ادوکلن خوشبو بزنی و بری جلو آینه ، خودتو ببوسی! :)
گاهی باس خودتو یادت نره. یادت نره خودت یه گوشه ی ِ دلت منتظره که یه بارم که شده ، بدون ِ این که با کسی قرار داشته باشی واسه اون خودتو خوشگل کنی! یه بارم که شده ، یه شاخه گل ِ کوچولو واسه اون بخری! :)
گاهی باس یادت نره خودت اونجاست و دلش میخواد یه بارم که شده ، به خاطر اون خوشحال باشی. به خاطر اون لبخند بزنی و گهگاهی بهش اطمینان بدی که : خیلی دوسِت دارم ... :)
گاهی باس یادت نره ... خودت اونجاست... همیشه! :)
به سلامتی ِ همه رفقایی که باهاشون میشه هنوزم اسگل بود!
مهسا - نیلوفر - نسیم - بهار - سرمه - ماریه - مهسا ( ک ) - سارا - سمرقند - خرجون - خرمر - تینا - تینا - رنی - جانی - لبخندک
و به یاد ِ سالیان ِ اسگلاسیزاسیون ِ دبیرستان + پیش دانشگاهی! :D
یه وقتایی تو زندگیت هست که دنبالش میگردی. همه جا رو. زمین و آسمون. خشکی و آب. زیر سنگم که شده دنبالش میگردی.
دنبال " اون " . " اون " که باید باشه ولی حس میکنی نیس. اونی که دلت پرپر میزنه واسه یه لحظه بودنش. واسه یه لبخندش. واسه یه آغوش ِ گرم و یه نگاه ِ مهربون که : بیا اینجا کوچولو! نترس! من اینجام!
دنبال همون که قراره بهش بگی: هی! و اونم بگه: جانم؟ با یه لبخند ضمیمه ش. دنبال همونی که قراره پیشش نق بزنی ، غر بزنی و از زمین و زمان ایراد بگیری.
دنبال همونی که قرار نیس ازش به کسی شکایت کنی. همونی که حتی اگه بغضی که باعث شده گلوتو بگیره ، خفه ت کنه ، قداستشو نمیشکنی. همونی که وقتی با هم دعواتون میشه ، وقتی میزنین به تیپ و تاپ هم ، هیشکی نباید بفهمه. حتی خود ِ خدا !
دنبال همونی که برق چشماش وادارت میکنه باور کنی تو لایق ِ احترامی. وادارت میکنه باور کنی تو با بقیه فرق داری. تو یه چیز دیگه ای!
دنبال اونی که قراره بهت بگه: ناراحت نباش ... همه چی درست میشه کوچولو! :)
دنبال اونی که قراره تو رو به اوج ببره. اونی که قراره تو رو بزرگ کنه و همه بچگیاتو تحمل کنه.
اونی که قراره به صبوری ِ یه مادر ، به محکمی ِ یه پدر باشه. اونی که قراره مث یه خواهر دونه به دونه حرفاتو بشنوه. اونی که قراره مث یه برادر بزنه تو سر و کله ت و وقتی ناراحتی سرحالت بیاره. اونی که قراره ... همه چی باشه! :)
دنبال اون که هرجا بری و هرکار کنی مطمئن باشی چشم ِ یکی مراقبته. مطمئن باشی یکی بدجور حواسش بهت هست. یکی خیلی مواظبته!
دنبال اونی که فقط به عشق ِ دیدن ِ نگاه ِ پر از تحسینش ، یه ساعت میشینی فک میکنی چی بپوشی ، چیکار کنی ، چه حرفی بزنی که با یه دنیا غرور نگات کنه و تو دلش بگه : هی .. این رفیق ِ منه! :)
دنبال ِ اون. اونی که یه شب خودتو تو بغل ِ خدا لوس کردی و گفتی: میخواااااااااااااام!
و خدا ...
یه معجزه برات آفرید ... :)
پلاس:
مهم نیس چقدر باهاش درگیر باشی ، یه دوست ِ خوب ، همیشه یه دوست ِ خوبه!
پلاس 2 :
میگم جیغز .. شاید اونقدرام بد نباشه! می ارزه امتحانش کنی! :)
پلاس 3:
بدجور دلم لک زده واسه شیطونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی! :d
پلاس 4:
آه ! دو نقطه دی! عشق ِ دیرین ِ من! میس کرده ام تو را! :D
هی جیغول...
میخواستم مث همه آدم بزرگا ، یه کَمَکی نصیحتت کنم!
هیچ جا مث معرسه نمیشه بچه ، پاتو تو معرسه ی ِ آدم بزرگا نذار. یه وخ نیای دانشگاه ها ...
اونجا همه ادای ِ آدم بزرگا رو در میارن جیغزک! اونجا همه عشق میکنن با ندیدن ِ گوسفند ِ پشت ِ جعبه و روزی چند بار اینو به رخ ِ هم میکشن.
دانشگاه نرو جیغول! دانشگا همه دو نقطه دی ها و حتی دو نخطه دی هاتو ازت میگیره و جاش ...
نمیدونم ... گمونم چیزی بت پس نمیده بچه!
نرو معرسه ی ِ آدم بزرگا جیغزک. اونجا همه تنهان ولی هیشکی جرئت نداره داد بزنه: هــــــــی! سلام! با من دوست میشی؟!
اونجا همه چی خاکستریه ... خاکسترییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!
من دلم بدجور لک زده که از اینجا بزنم بیرون ، بدوام تو حیاط ِ مدرسه و ... جیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ بزنم!
دوس دارم دو نقطه دی بزنم! :Diiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
بعضی آهنگا یه جورین .. انگاری به دل میشینن. این آهنگو من خیلی دوس دارم. نه به خاطر ِ این که باعث میشه حس خوبی داشته باشم ، شاید واسه این که بالاخره یکی به این نتیجه رسید ما ، دخترا ، خوبیم .. :)
The trouble with girls is they're a mystery
مشکلی که با دخترا هست اینه که اونا یه رازن.
Something about em puzzles me
یه چیزی در موردشون منو گیج میکنه
Spent my whole life trying to figure out
همه زندگیمو گذاشتم ، تا بفهمم اونا دقیقا چی هستن! :)
Just what them girls are all about
The trouble with girls is they're so damn pretty
Everything about them does somethin' to me
But I guess that's the way it's supposed to be
[Chorus]
They smile that smile
They bat those eyes
They steal you with hello
اونا تو رو با " سلام " میدزدن
They kill you with goodbye
اونا با " خداحافظ" تو رو میکشن :)
They hook you with one touch
And you can't break free
Yeah the trouble with girls
Is nobody loves trouble much as me
They're sugar and spice and angel wings
Hell on wheels in tight blue jeans
A Summer night down by the lake
An old memory that you can't shake
They're hard to find yet there's so many of em
سخته که پیداشون کنی ، اگر چه تعداد زیادی از اونا وجود داره :)
The way that you hate that you already love em
همونطوری که ازشون متنفری ، عاشقشونی
I guess that's the way it's supposed to be
گمونم این همونطوریه که باس باشه!
[Chorus]
They smile that smile
They bat those eyes
They steal you with hello
They kill you with goodbye
They hook you with one touch
اونا تو رو به قلاب میندازن با یه بار لمس کردنت
And you can't break free
و تو نمیتونی آزادانه جدا شی
Yeah the trouble with girls
آره مشکل با دخترا اینه که
Is nobody loves trouble much as me
هیشکی اندازه من مشکلو دوست نداره :)
The way they hold you out on the dance floor
مدلی که توی ِ زمین ِ رقص نگهت میدارن
The way they ride in the middle of your truck
مدلی که اونا با کامیونت رانندگی میکنن
The way they give you a kiss at the front door
مدلی که اونا تو رو جلوی ِ در ِ ورودی میبوسن
Leave you wishing you coulda gone up
ترکت میکنن در حالی که آرزو میکنی تو میتونستی بری بالا
And just as you walk away
و همین که تو شروع میکنی به دور شدن ..
You hear that sweet voice say
اون صدای ِ شیرینو میشنوی که میگه ...
Stay
بمون ... :)
[Chorus]
They smile that smile
They bat those eyes
They steal you with hello
They kill you with goodbye
They hook you with one touch
And you can't break free
Yeah the trouble with girls
Is nobody loves trouble much as me
Bo0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o00o0o00o0o0o0o0o0o0o !
از ده دوازده تا ، رسیدیم به 5 و 4 و 3 و حالا به یمن ِ بی کسیمون شد 0!
خیالی نیس ، سیاهچال ، سکوتشو عشقه! :)
حکایتم شده بدبختی که دارد از غم ِ معشوق ِ دور از دسترسش میسوزد.
میهمانی میگیرد و با دوستانش به گشت و گذار میرود و تا نیمه شب تا خرخره مشروب میخورد و عربده میکشد...
دم دمه های ِ سحر ...
تنها که میشود ...
به یاد میاورد کسی که باید باشد و نیست
یک باره چون کودکی خود را در آغوش ِ تختش رها میکند و های های میگرید.
مست هم نیستم حداقل ... بلکه زمان زودتر بگذرد :)
| Design By : Night Melody |

